05.31.2008

گفتگو با مصطفی تاج زاده: قتل های زنجیره ای- شبیخون به خوابگاه

پیک ایران به نقل از روزنامه اعتماد:
آخرین تصمیم مجلس هفتم، یعنی اعلام تبرئه سردار فرهاد نظری فرمانده نیروی انتظامی تهران در جریان حمله به کوی دانشگاه، به سنگی تبدیل شد که به درون چاه انداخته شد و بار دیگر فریادهائی از درون این چاه برخاست که هم توصیه کنندگان به مجلس هفتم برای آن تصمیم و هم آمران آن حادثه را به وحشت انداخت. فرهاد نظری درحالی توسط مجلس هفتم تبرئه شد، که قبلا در دادگاه محکوم شده بود و این از بدعت های عجیب این سالهاست. یعنی قوه قضائیه کسی را محکوم کند، قوه مقننه تبرئه!

بهرحال، این تصمیم شتابزده مجلس و یا اجرای شتابزده فرمانی که از پشت پرده ابلاغ شده بود، یکبار دیگر زخم کهنه ای را به نمک و فلفل آلود که اساسا خوب شدنی نیست. اگر این زخم ها خوب شدنی بود، باید زخم 16 آذر زمان شاه خوب می شد، حمله و سرکوب مسجد کوهرشاد در زمان رضا شاه خوب می شد، سرکوب 15 خرداد در زمان شاه خوب می شد… اگر آنها خوب نشد، که نشد، قطعا حمله به کوی دانشگاه، قتل های زنجیره ای، قتل عام زندانیان سیاسی در سال 1367 و دهها رویداد خونین دیگر هم خوب شدنی نیست. شاید این زخم ها التیام یابد، اما باز هم جای آن می ماند.

آخرین تصمیم مجلس هفتم که انگیزه اصلی آن فراهم ساختن محملی قانونی برای محروم ساختن خاتمی از ورود به صحنه انتخابات آینده ریاست جمهوری بود، خود به طرح موضوع انجامید. درحالیکه شاید اساسا محمد خاتمی نمی خواست و یا شاید هنوز هم نخواهد نامزد انتخابات آینده شود. با این مقدمه کوتاه می رویم برای خواندن بخش عمده مصاحبه مصطفی تاج زاده معاون سیاسی وزارت کشور در کابینه محمد خاتمی و عضو رهبری سازمان مجاهدین انقلاب و جبهه مشارکت که در روزنامه اعتماد منتشر شده است. در همین مصاحبه به جدال امنیتی اخیر میان عبدالله شهبازی و روح الله حسینیان جریان دارد نیز اشارات مهمی شده است. مصاحبه را کیوان مهرگان انجام داده. با هم بخوانیم:

- 10 سال از قتل های زنجیره یی، 9 سال هم از ماجرای کوی دانشگاه گذشته است. طبیعتاً نسلی که از دوران کودکی و نوجوانی سر برآورده و امروز در آستانه تصمیم گیری است می خواهد بداند ماجراها از چه قرار بوده، ارتباط این حوادث با هم چیست و این تلاش های همزمان بر چه اساسی سامان می گیرد. آقای خاتمی در رابطه با حمله به کوی دانشگاه و قتل های زنجیره ای در همدان گفتند «کوی دانشگاه تاوان کشف قتل های زنجیره یی بود»

بله، درست است. اول اینکه کوی دانشگاه تاوان کشف قتل های زنجیره‌یی بود و دوم اینکه ایشان اظهار نگرانی کرد که این مسیری را که دارد می‌رود روزی جای شاکی و متشاکی عوض شود، یعنی کسانی که آن روزها متهم ردیف اول بودند، اینها مدعی شوند در مقابل کسانی که برای حقوق ملت حاضر شدند هزینه های زیادی بپردازند تا این نوع روش ها (قتل های زنجیره یی و کوی دانشگاه) در جمهوری اسلامی منسوخ شود و جامعه ما به یک جامعه امن تبدیل شود که در آن دیدگاه های مختلف و اندیشه های مختلف حضور واقعی داشته باشد.

- پیش بینی های خاتمی محقق شده بود؟

بله، الان کاری که دارد اتفاق می افتد همین است، آقای فرهاد نظری که اگر ظلمی به او شده از آن جهت است که فرماندهانی که در این قضیه با او همکاری داشته اند محاکمه نشدند، نه از این جهت که ایشان نقشی در حادثه کوی دانشگاه نداشته است. یعنی اگر واقعاً عدالت بخواهد اجرا شود آقای نظری چنان که در جلسات خصوصی می گوید، در جلسات عمومی هم بیاید اعلام کند که با کدام فرماندهان هماهنگ می کرده و هر کسی به اندازه سهم خودش مسوولیت بپذیرد و محاکمه شود، نه اینکه آقای نظری بی گناه بوده. در مورد آن حادثه من فقط یادآوری کنم برای نسل جوان، سنتی بود در جمهوری اسلامی که هر اتفاقی که از دید دانشجویان منفی بود و رخ می داد در اعتراض به آن مساله دانشجویان که حدود 100 تا 150 نفر می شدند، می آمدند در کوی تظاهرات می کردند، نهایتاً می‌آمدند داخل خیابان امیرآباد و سپس برمی گشتند و تمام می شد، نهایتاً کلانتری همان جا هم حاضر می شد و از دانشجویان می خواست که برگردند داخل کوی.

در شب حادثه هم همین اتفاق افتاده بود. روزنامه سلام به دلیل اینکه افشا کرده که طرح اصلاح قانون مطبوعات پیشنهاد سعید امامی بوده آن را بستند که صاحب امتیاز و مدیر مسوول آن که فردی است در زمان امام مسوولیت های متعدد از طرف امام داشته است (از جمله دادستانی کل کشور و نمایندگی امام در حج) تظاهرات کردند، کلانتری محل هم حاضر شده و از دانشجویان درخواست کرده بود که به داخل کوی بازگردند، همه این کار را می کنند، ولی چند نفری دم در کوی می ایستند. آقای سردار نظری که از ماجرا با خبر می شود ابلاغ می کند که قضیه را به همین حالت نگه دارند تا من برسم. بعد از ورود سردار نظری به ماجرای کوی، حرکت های تحریک آمیزی آغاز می شود و لباس شخصی ها به داخل کوی حمله می کنند و از اینجاست که درگیری با دانشجویان شروع می‌شود، فرمان ورود به کوی دانشگاه برای اولین بار صادر می شود و کسانی از طبقه دوم با نام های مقدس دانشجویان را به پایین پرتاب می‌کنند که تعدادی از آن دانشجویان آسیب جدی دیدند. بعد هم در جلساتی که از این بعد برگزار شد اعتراف کردند این کارها را کرده اند اما این را هم اعلام می کنند که از نظر خودشان با یک کودتا مقابله کرده اند که ما معتقدیم خود حمله به کوی کودتا بود؛ کودتا علیه آزادی. چون تصورشان این بود که یک بار برای همیشه باید سرکوب خونینی راه بیندازند تا اگر روزی همه روزنامه های کشور را بستند کسی در کشور به خودش اجازه ندهد تظاهرات کند. این فاجعه اتفاق افتاد و آبروی کشور را برد و با محکومیت عمومی گسترده هم مواجه شد. پیرو این اتفاقات شورای عالی امنیت ملی کمیته یی تشکیل داد مرکب از تمامی نهادهای دست اندرکار که از سپاه، نیروی انتظامی، وزارت اطلاعات، وزارت کشور بودند و بنده هم بودم، از قوه قضائیه و از دستگاه های دیگر هم بودند که اینها همه اسناد و مدارک را بررسی کردند و نتیجه همان شد که به نام گزارش دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی منتشر شد و فقط اسامی لباس شخصی هایی که چند روز بعد دستگیر شده بودند حذف شده بود.

- یادم می آید که در گزارش برخی اسامی با نقطه چین مشخص شده بود منظورتان همان اصطلاح سه نقطه چین است؟

بله، غیر از اسامی که قرار شد دادگاه مشخص کند، بقیه اسم ها در گزارش آمد و این نهادها آن گزارش را تایید کردند اگرچه متاسفانه قوه قضائیه بعدها آن گزارش را مبنا قرار نداد . منتها برای اینکه جامعه ببیند چه می گذرد من پیشنهاد می کنم روزنامه شما بیاید متن آن گزارش را چاپ کند، مسائل را به طور دقیق توضیح می دهد که چه بوده و به کجا ختم شده. البته از نظر ما باید نکات دیگری هم در گزارش می آمد اما چون قرار بود گزارش جامع باشد و همه نهادها بپذیرند از برخی مسائل صرف نظر شد.

- چه نکاتی در گزارش نیامد؟

من اعتقاد دارم آقای نظری راست می گوید. باید اسامی مشخص شود که چه کسانی بودند و آنها چه توصیه هایی به آقای نظری کرده اند. نیروی انتظامی وقت دیدگاهش راجع به این قضیه چه بوده. از این طرف دانشجویی که اولین اطلاعیه را داده، دستگیر شد و نزدیک به دو سال هم در زندان بود، مشخص شد که هیچ انگیزه منفی و هیچ وابستگی به جریان های غیرقانونی نداشته و این یک حرکت صد درصد خودجوش دانشجویی بوده و الان هم که 9 سال گذشته هیچ کس نیامده بگوید- با اینکه اینها همه دستگاه ها دست شان است - مدرکی پیدا کرده ایم که فلان گروهک یا فلان تشکل ضدانقلاب این ماجرا را راه انداخته است. ولی این طرف آقای نظری در جلسه فردای تامین استان تهران چون تصورشان این بوده که جریانی دارد کودتا می کند به صراحت اعلام می‌کند که آنها می روند ستاد کودتاچیان دشمن را فتح می کنند که منجر به آن برخوردهای خشن و خونین شد.

- هسته اصلی برخورد با این حرکت خودجوش دانشجویی در کجا تشکیل شد؟

اینها چیزهایی است که باید بعدها دادگاه پیگیری و روشن می کرد. اگر حرف آقای خاتمی را بپذیریم که حادثه کوی انتقام افشای قتل های زنجیره یی بود، معنایش این است که همان ستاد قتل های زنجیره آن را طرح ریزی کرده باشد، که ممکن است هیچ کدام از این افراد هم عضوش نباشند، مثل همین آقای نظری که مجری بود که برایش یک تحلیل هایی ساختند. مهم ترین سوالی که آقای نظری باید جواب دهد و کسانی که احیاناً به آقای نظری دستور دادند این است که فرض کنید 100 دانشجو آمدند تظاهرات کردند، غیرقانونی هم بوده و سابقه هم نداشته و حق هم نداشتند تظاهرات کنند، خیلی خب از کوی دانشگاه آنها را جمع می کردید و می‌فرستادید به خوابگاه و در را هم می بستید، همان کاری که الان انجام می شود. پس چرا وارد کوی شدند؟ چرا به ساختمان هایی که دانشجویان ساکن در آنها در تظاهرات شرکت نکرده بودند و در خواب بودند وارد شدند و درها را شکستند و با باتوم و چوب و چماق بر سرشان زدند و از طبقه دوم پرت شان کردند پایین، اصلاً چرا دستور چنین کاری را دادند.

با چه تحلیلی این کار را کردند؟ نکته آخر این است که بنده قبلاً هم اعلام آمادگی کردم، الان هم اعلام آمادگی می کنم که با آقای نظری یا هر کدام دیگر از فرماندهان آقای نظری در رادیو - تلویزیون یا در یک محیط دانشگاهی بیایند مناظره کنیم تا این مسائل روشن شود

- آنها آقای خاتمی را به مناظره دعوت کردند؟

آنها می دانند که آقای خاتمی نمی آید، با آنها مناظره کند. اگر آمادگی دارند با من مناظره کنند که من مسوول شورای دانشجویی امنیت کشور بودم تا بگویم در آنجا چه گذشته است.

- چرا با شما مناظره نمی کنند؟

برای اینکه می دانند ما سوالاتی را مطرح می کنیم که آنها نمی توانند جواب بدهند، 9 سال گذشته، قاتل همین عزت ابراهیم نژاد کجاست؟ چرا پیدا نمی شود و به نظر من هیچ وقت پیدا نخواهد شد.

- چرا پیدا نمی شود؟

این سوال را آقای نظری باید پاسخ بدهد، چاقو که دسته خودش را نمی‌برد.

- بعد از 9 سال آن هم در آخرین روزهای مجلس هفتم هدف از باز کردن این پرونده خصوصاً در سال آخر ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد چیست، مضافاً افکار عمومی هم مشتاقانه منتظر کاندیداتوری آقای خاتمی است؟

به نظر من کل جناح راست با سوالات بی پاسخ بسیار جدی مواجه شده است و رفتارشان رفتار منسجم و معقولی نیست، خیلی با تعارض و تناقض دارند رفتار می کنند . اینها می گفتند مجلس ششم مشکلش چیست که تن و بدن بعضی ها را می لرزاند؟

هم این و هم اینکه معیشت مردم را رها کرده و همه اش به بحث های سیاسی و گزارش تحقیق و تفحص از پرونده ملی- مذهبی ها، پرونده دانشجویان خرم آباد، قتل زهرا کاظمی و صدا و سیما و… می پردازد. من کاری ندارم که چقدر عملکرد اقتصادی مجلس ششم خوب بود، به خصوص در مقابل مجلس هفتم که باید عملکرد مجلس ششم را طلا گرفت. مجلس هفتم استیضاح وزیر بازرگانی را پس می گیرند آن وقت گرانی ها به حدی است که کمر قشر آسیب پذیر را دارد می شکند و چه بسا بخش هایی را هم شکسته، چون آن کسی که پول دارد اگر قیمت برنج 50 هزار تومان هم بشود مشکلی ندارد. از زمانی که آقای احمدی نژاد سر کار آمده اتفاقاً قشرهای محروم و مستضعف بیشترین فشار و لطمه را تحمل کرده اند. بنابراین یکی از انگیزه های آنها از بازگشایی این پرونده ها می تواند این باشد که کسی از آنها نپرسد پول نفتی که قرار بود سر سفره بیاید کجاست؟ یا شعار ژاپن اسلامی چه شد؟ بنابراین هر چه مباحث اقتصادی را بازتر کنند بیشتر زیر سوال می روند، از آن طرف سال آخر است و کابوس آقای خاتمی اینها را رها نمی کند. اینها معتقدند یک نامزد بیاید و قطعاً پیروز است آقای خاتمی است. اگر بقیه نامزدها بیایند احتمالاً آقای احمدی نژاد پیروز است یا دست کم رقابتی است که آنها می توانند در آن پیروز شوند. چون بقیه نامزدهایی که مطرح هستند اگر محبوبند، صلاحیت شان تایید نمی شود. یک نفر است که در نقطه یی قرار گرفته که نه جرات ردصلاحیتش را دارند و نه حتی اگر حزب های مخالف فعال شوند و صدا و سیما تخریب کند، رسانه های مختلف هم به کمک شان بیاید، نماینده های مجلس علیه او نامه بنویسند و … همه اینها هم بشود باز هم رای می آورد و اگر به محبوبیتش اضافه نشود، از محبوبیتش کم نمی شود.

آقای خاتمی از این جهت استثنایی است که اگر تخریبش کنند محبوب می‌شود. سکوت هم کنند و راجع به او حرف هم نزنند جور دیگری محبوبیت پیدا می کند، ضمن اینکه شما ببینید ایشان سه سال است از کار کنار رفته و 8 سال هم رئیس جمهور بوده، چند جوک علیه ایشان ساخته شده، همین را مقایسه کنید با دیگران. اینها فکر می کنند با این کارها می‌توانند مانع شوند که آقای خاتمی، اگر به این نتیجه برسد که بخواهد بیاید، بگوید ما با اینها آب مان در یک جوی نمی رود و نمی توانیم با اینها به صحنه بیاییم.

- من نتیجه بگیرم از پاسخ شما؟ جناح راست که دولت و مجلس را در دست داشته با بحران اقتصادی و بحران مدیریتی دست به گریبان است، بنابراین برای فرار از پاسخگویی از این بحران ها مجبور شده مسائل سیاسی را پیش بکشد و دشمن بتراشد…

بله، آنها قصدشان این است که فضا را رادیکال کنند و بگویند قتل های زنجیره یی این جور نبوده و آن جور بوده است… جالب است برایتان بگویم که این آقای حسینیان با همکاری آقای شریعتمداری اولین بار بحث انتساب متهمان قتل های زنجیره یی به دوم خردادی ها را در کیهان تیتر کردند بعد هم با همکاری آقای لاریجانی در صدا و سیما در برنامه چراغ به این موضوع دامن زد.

اما مساله اصلی نباید از ذهن دور شود و آن این است که این کشور مشکل‌اش در یکصد سال گذشته، این بوده که دولت باید بیاموزد که پاسخگو باشد و هرچه فساد آمده برای غیرپاسخگو شدن دولت بوده است. الان قیمت ها روزانه و هفتگی عوض می شود و بی ثبات است. وضع اداره کشور هم که معلوم است. رئیس جمهور می گوید نرخ سود آنقدر باشد، رئیس کل بانک مرکزی می گوید نه، ما ابلاغ نمی کنیم این غلط است. در سال 58 هم که ما بی تجربه بودیم اینقدر بی تدبیری و ناهماهنگی در مسائل نبود.

بعد از سه سال همان کسانی که آقای احمدی نژاد را بر سر کار آوردند می‌گویند اگر آقای احمدی نژاد بپذیرد که اقتصاد یک علم است ما فکر می کنیم یک پیروزی بزرگ به دست آورده ایم.

- حرف های آقای باهنر است؟

بله، آقای باهنر هم مسوول است. آقای باهنر همانی بود که گفت اگر یک اصولگرا به ریاست جمهوری بیاید دیگر ما هیچ بهانه یی برای اینکه کشور خوب اداره شود نداریم. بنابراین می گویند هنوز دولت نپذیرفته که بین نقدینگی و تورم ارتباط وجود دارد، یعنی این دولت در بدیهیات تردید کرده است. اختلافات شخصی شان هم که مزید بر علت شده است.

مجلس هشتم تشکیل شده. به جای اینکه بگویند ما با گرانی و تورم و تهدیدات بین المللی چه کنیم، می گویند حسن بشود رئیس مجلس یا حسین. من فکر می کنم این مجلس هم مثل مجلس هفتم می شود. الان هم با تغییر آقای حداد معلوم می شود که مدیریتش ناکارآمد بوده است. بعضی هایشان هم که به جرم فساد اخلاقی دستگیر می شوند. تعدادشان هم که صلاحیت شان رد شده است. آقای احمدی نژاد را هم میان خودشان قبول ندارند، از آن طرف هم آلترناتیوی ندارند، ضمن اینکه فکر می کنند اگر کسی را مقابل احمدی نژاد قرار دهند چنان افشاگری هایی علیه هم می کنند. مثل داستان آقای قالیباف که طرفدارانش در شورای شهر اعلام کردند آقای احمدی نژاد 350 میلیارد تومان در شهرداری هزینه فاقد سند داشته و از آن طرف هم طرفداران احمدی نژاد گفتند آقای قالیباف 300 میلیارد هزینه های غیرقابل توجیه داشته اند. این افشاگری ها به سطح جامعه می‌رسد مثل آن افشاگری که گفت اصولگرایی پنج میلیارد تومان برای سیگار پول می خواسته، سایت تابناک هم گفت بفرمایید 280 میلیارد تومان تعرفه گوشی تلفن همراه دست کیست؟ حالا سیمان و شکر و سایر کالاها را نمی گوییم. من تا آنجایی که اطلاع دارم خیلی ها از جناح راست با این بحث ها مخالف هستند.

- آقای شهبازیان که همکاری نزدیکی با وزارت اطلاعات داشته و اتفاقاً با آقای حسینیان هم همکاری داشته همزمان با این پروژه یی که آقای حسینیان شروع کرده (پیش کشیدن دوباره پرونده کوی دانشگاه و قتل های زنجیره ای) دقیقاً با ارائه اسناد و مدارک عکس موضوع را اثبات می‌کند. با توجه به سابقه همکاری این دو طرح این مباحث را چگونه می بینید؟

من انگیزه آقای شهبازیان را نمی دانم. منتها تصور می کنم ایشان نکته یی را درست متوجه شده است و آن این است که با روشی که آقای حسینیان در پیش گرفته نه تنها سعید امامی تبرئه نخواهد شد بلکه مسائل دیگری در سیستم زیر سوال می رود که آقای حسینیان متوجه نیست و با آن حرف ها دارد این سوالات را مطرح می کند و اتفاقاً حساسیت اصلاح طلبان هم همین نکات است. دید آقای شهبازیان این است که اینها عامل خارجی بوده اند. سوال اساسی این است که ما چه سیستمی درست کرده ایم که اینها می توانند بیایند در این سطوح رخنه کنند و دست به چنین جنایاتی بزنند؟ به همین دلیل چه اینها عامل خارجی بوده باشند، چه عامل داخلی، اصلاح طلب ها یک چیز را دنبال کردند و می کنند و آن این است که به نظر آقای خاتمی جز با مسوولیت پذیرفتن وزارت اطلاعات و افشای این غده سرطانی در درون اطلاعات ما نمی توانستیم این پدیده را در درون جمهوری اسلامی منسوخ کنیم، به گونه یی که امروز که در خدمت شما هستیم و هشت سال از آن گذشته فکر می کنم تا چند سال آینده هم آن پروژه قابل احیا شدن نباشد. بنابراین من مسوول نیستم. ضمن اینکه چون جامعه هوشیار شده، فوراً می گوید این مثل قتل های زنجیره یی در دستگاه های کشور دارد شکل می گیرد و راه می افتد. بنابراین دستگاه اطلاعاتی باید صادقانه بیاید به مردم بگوید که طرف (روح الله حسینیان) سابقه اش چه بوده و چه گرایشی داشته. اگر آقای حسینیان راست می گوید و می گوید اینها دوم خردادی بودند خب بیاید اسامی شان را اعلام کند. دادگاه علنی برایشان بگذارد. ما استقبال می کنیم. گرایش سیاسی راست داشته یا نداشته اینها فرع قضیه است. وقتی فهمیدیم، دنبال انتقام گیری هم نبودیم. دنبال این بودیم که این پروژه باید منسوخ شود و قانون باید حاکم شود. هر کسی هم در این کشور جرمی مرتکب شده طبق قانون باید با او برخورد شود. به همین جهت من در مطبوعات هم گفته ام اگر در مطبوعات تخلفاتی بوده ما حرف مان این نیست که مطبوعات اصلاح طلب اشکال نداشتند و کار خلاف و جرمی نداشتند اما در قانون آمده و جرم را مشخص کرده. ما در جنگل که زندگی نمی کنیم. دید آقای حسینیان این است که اینها(آن ها که قتل زنجیره ای شدند) مهدورالدم بوده اند و قتل شان واجب است. من دیدگاه آنها را اصلاً قبول ندارم. چون هیچ جایی نداریم که آقای فروهر سب نبی کرده باشد اما فرض کنیم کسی این کار را کرده است. دادگاه هست. حساب و کتاب دارد. بنابراین آقای شهبازیان می گوید داستان، داستان خارجی است. به حساب خودش فکر می کند نباید داخلی اش کرد، آقای حسینیان می خواهد بگوید دوم خردادی است. اصلاح طلب ها می گویند یک فکری است که چنان پشتوانه و زمینه یی در این کشور دارد که در عالی ترین سطوح اطلاعاتی کشور می تواند به یک غده سرطانی تبدیل شود که این جنایت ها را مرتکب شوند و هر لحظه غفلت کنیم. ممکن است این غده شکل بگیرد و تنها راهش همین است که دولت خود را پاسخگو کند. لذا معتقدیم هر کس در این پروژه بوده، چه کسانی که قتل ها را مرتکب شدند، چه کسانی که شکنجه ها را علیه متهمان کردند، همه شان باید بیایند در دادگاه علنی محاکمه شوند.

این تنها راه مقابله با این غده های سرطانی است. من حاضرم با آقای حسینیان مناظره کنم، بگویم چقدر تعارض و اطلاعات کذب در مطالب ایشان نهفته است. بیاییم الان که همه قدرت و حکومت دست اینهاست، دادگاه را علنی تشکیل دهیم تا معلوم شود اصل ماجرای قتل های زنجیره یی چه بوده است.

- آیا تغییر نقش ها در درون این جریان را مرتبط با کلید زدن این پروژه می دانید؟

در جامعه ما هر دوره که می آید می تواند خودش را تا یک حدی اصلاح کند، وقتی درباره پرونده زهرا کاظمی آقای خاتمی تیمی را می فرستد تا گزارش بدهند، معلوم می شود که ایشان سکته نکرده و جسم سنگینی به سرش خورده یا سرش به جسم سنگینی برخورد کرده است. پس به این راحتی دیگر در زندان کسی نمی میرد و بازجوها با دقت عمل می کنند.

وقتی حکومت یکدست می شود زمینه های این هیات ها از بین می رود، کما اینکه خانم بنی یعقوب در همدان این اتفاق برایش افتاد و کشته شد، حتی پرونده اش را به راحتی برای رسیدگی به تهران هم نمی فرستند.

- پروژه یی که با تخریب آقای خاتمی شروع شد، هدفش مانع ایجاد کردن برای ورود آقای خاتمی به صحنه است. آیا اقدامات آنها از این هم رادیکال تر و تندتر می شود؟

من نفی نمی کنم. ممکن است بخواهند فضا را از این هم که هست رادیکال تر کنند، منتها بالاتر از اینها را باید مقاماتی تصمیم بگیرند که تا الان بنایشان بر این بوده که جامعه وارد چنین فازی نشود، چون می دانند اگر برای آقای خاتمی مثلاً بخواهند دادگاه تشکیل بدهند آن وقت از کسانی سوال خواهند کرد در این جامعه که آنها به هیچ وجه حاضر نیستند چنین بحثی در جامعه باز شود. به علاوه اینکه آقای خاتمی قدرتش این گونه نیست که اگر دادگاه احضارش کنند یا نکنند مثلاً محبوبیتش کاهش پیدا کند، چون محبوبیتش به خاطر قدرتش در حکومت نیست، محبوبیتش از جنس دیگری است.

به خاطر همین وقتی آقای کوچک زاده گفت ما شکایت کردیم، همان روز بعدازظهرش که آقای خاتمی رفته بودند نمایشگاه کتاب. بنده به جرات می‌توانم بگویم استقبالی که از ایشان شد در طول 11 سال گذشته از هیچ مقامی نشده بود و مجبور شد بعد از بیست دقیقه نمایشگاه را ترک کند چون نمایشگاه به هم خورد. بنابراین از این جهت است که سایت تابناک می گوید این روش برای آقای خاتمی جواب نمی دهد. شما دارید آقای خاتمی را محبوب می کنید.

پیام برای این مطلب مسدود شده.

Free Blog Themes and Blog Templates