12.18.2008

طرحی که رهبر وتو کرد‏: دولت وحدت ملي در گفت وگو با فعالين سياسي

روز: به دنبال طرح مسئله “دولت وحدت ملي” با تني چند از فعالين سياسي و مدني گفت و گو کرده ايم.عيسي ‏سحرخيز،دکتر محمد ملکي، سعيد مدني و آذر منصوري. اينان اگر چه بر حساسيت شرايط کشور،توافق دارند ‏اما از سوي ديگر معتقدند:1 ـ اين راه حل ها، براي حذف راي مردم است 2 ـ آيت الله خامنه اي با مداخله در ‏جريان شکل گيري اين راه حل، مانع تشکل مخالفان احمدي نژاد شد. اين گفت و گوها را مي خوانيم.‏

‎‎سحرخيز: آقاي خامنه اي طرح را منتفي کرد‏‎‎

‎‎آقاي سحرخيز، ارزيابي شما از اينکه در شرايط فعلي کشور طرح دولت وحدت ملي مطرح شده ‏است، چيست؟ چرا چنين طرحي و چرا حالا؟‏‎ ‎

فکر مي کنم اصلي ترين مساله اين ديدگاه است که احمدي نژاد نباشد. جريان هاي سياسي با اين تفکر که دولت ‏نهم کشور را در عرصه هاي داخلي و خارجي به مهلکه و سقوطي اجتناب ناپذير نزديک مي کند، تلاش مي ‏کنند به حداقل ها بسنده کنند و از نامزدهاي اختصاصي خود بگدرند و به فردي برسند که حاضر باشد تمام ‏جريان هاي سياسي و اجتماعي را در دولت مشارکت دهد. ‏

‎‎و البته مورد حملات شديدي هم قرار گرفته اند.‏‎ ‎

بله، طراحان اين طرح تاکنون با هجمه هاي بسيار شديدي مواجه شده اند و نقطه اوج آن هم سخنان اقاي ‏خامنه اي در دانشگاه علم و صنعت بود. در حالي که آقاي خامنه اي از يک سو خود مي گويد نبايد تبليغات ‏زودهنگام انتخاباتي باشد، خود بحث تبليغات انتخاباتي را آغاز کرده است. او از يک سو به حمايت قاطعانه از ‏احمدي نژاد پرداخت و از سوي ديگر با تخفيف و توهين و تحقير ديگر نامزدها و جريان هاي سياسي، سعي ‏کرد آن هارا به گوشه رينگ ببرد واز وورد به عرصه انتخابات باز دارد تا احمدي نژاد که بخت و اقبالش ‏براي پيروزي هر روز کمتر مي شود، پيروز ميدان باشد.‏

‎‎يعني اين طرح را در شرايط فعلي، عملا شکست خورده مي دانيد؟‎ ‎

با موضع گيري آقاي خامنه اي و با سياستي که ايشان پيش مي برد و هميشه دنبال مي کرد و با تبعيتي که در ‏جريان اقتدارگرا وجود دارد، اين طرح از ابتدا شکست خورده نشان مي داد. ‏

‎‎اگر اين گونه بود، پس چرا مطرح شد؟‎ ‎

تصور مي شد که شايد مسايل داخلي و بين المللي و ضرورت نجات کشور بتواند کمک کند که رهبر کشور ‏هم به اين جمع بندي برسد که بايد احمدي نژاد کنار برود و چهره اي معتدل تر در اين جايگاه قرار بگيرد.‏

‎‎يعني اين افراد با اين تصور کار خود را آغاز کردند؟‎ ‎

بله، به همين دليل بود که هم زمان شاهد دو طرح و برنامه بوديم: برنامه اي که اقاي محسن رضايي داد ـ البته ‏الان پا پس کشيدند - و نقطه محوري آن را هم شخصي مثل آقاي ناطق نوري قرار داد. جرياني هم سو و ‏موازات با اين طرح، بحث ائتلافي گسترده تر و وحدتي ملي را مطرح مي کرد که در اين وضعيت بتواند ‏کشور را نجات دهد.‏

‎‎يعني مسايل پشت پرده ديگري در قبال مطرح کردن اين راهبرد وجود نداشت؟ بعضي ها مي ‏گويند دليل پيش کشيدن طرح وحدت ملي، حذف آقاي خاتمي بوده است.‏‎‎

در اين نگاه دو زوايه ديد هم وجود داشت: يک نگاه اين بود که فقط وحدت ملي با رياست جمهوري يک فرد ‏و اينکه مي گويند وزرا را تقسيم مي کنيم کافي نيست؛ چون اکثريت ملت به سمت ديگري مي روند و در ‏نظرسنجي ها آقاي خاتمي پيش هستند. ولي جريان ديگر سعي مي کند به گونه اي با حذف غيررسمي آقاي ‏خاتمي، احمدي نژاد را هم حذف کند يا اينکه اين امکان را داشته باشد که با ائتلافي که شکل مي دهد اين ‏جريان را کنار بگذارد.‏

‎‎که البته امکان تحقق نيافت.‏‎ ‎

مشخص بود شخص رهبري اگر به کسي عنايت خاص داشته باشد - که نشان داده بود به احمدي نژاد دارد ـ ‏مانع اين کار مي شود و کافي است با يک تشر جلوي اين نوع جلسات و تلاش ها را بگيرد. همان طورکه مي ‏شد با يک حکم حکومتي جلوي ايفاي وظيفه نمايندگان مجلس را براي استيضاح وزرا گرفت تا بحث راي ‏اعتماد مجدد دولت مطرح نشود.‏

‎‎پس از نظر شما در حال حاضر اين طرح عملا منتفي شده است.‏‎ ‎

مي شد چشم انداز اين مساله را از ابتدا ديد، اما الان با صحبت هاي آقاي خامنه اي و دستورهاي مستقيم و ‏غيرمستقيم پرونده اين طرح بسته شده است.‏

‎‎يعني امکان برآمدن مجدد آن هم از ميان رفته است؟‎ ‎

مي توان اين انتظار را داشت جرياني که به دنبال حذف احمدي نژاد است اين طرح را در لفافه مطرح و سعي ‏کند اتحادي در درون محافظه کاران براي حذف احمدي نژاد به وجود آورد. ولي طبيعتا آن سمت وسويي که ‏به نوعي اتحاد با حريان اصلاح طلب يا ميانه و معتدل اصلاح طلبان نظر داشت، به طورکامل منتفي شده ‏است. يعني نگاهي که آقاي کرباسچي در کنگره کارگزاران مطرح کرد و بحث دو راهبرد مطرح شده، راهبرد ‏دومش منتفي شده است.‏

‎‎يعني به هيچ روي امکان ندارد که اصلاح طلبان به سمت اصول گرايان بروند؟‎ ‎

در واقع از سمت جريان اصول گرا اين منع وجود دارد که در سقفش فردي چون آقاي ناطق نوري، در ميانه ‏اش آقاي ولايتي و در کف اش آقاي روحاني را مطرح کنند.‏

‎‎به اين ترتيب عدم حضور آقاي خاتمي، باعث تشتت اصلاح طلبان خواهد شد.‏‎ ‎

طبيعي است که در چنين شرايطي اگر آقاي خاتمي ورود نکند، اصلاح طلبان تقسيم خواهند شد: گروهي به ‏سمت سوي نامزدي که کارگزاران مطرح مي کند خواهند رفت، جرياني به سمت آقاي کروبي و جريان هاي ‏راديکال تر يا آقاي نوري و يا کسان ديگري مثل بهزاد نبوي را مطرح کنند يا اينکه اصلا بحث تحريم را پيش ‏بکشند.‏

‎‎پس دليل مطرح شدن اين بحث از سوي کارگزاران چه بوده است؟‏‎ ‎

آن ها در واقع براي شرايط بعد از آقاي خاتمي ـ که آقاي خاتمي يا منع شوند يا خودشان به اين نتيجه برسند که ‏نباشند - طراحي مي کردند که بتوانند چهره ميانه را بياورند و دنبال اين بودندن که احمدي نژاد نباشد، هر ‏کسي بيايد بهتر است.‏

‎‎ملکي: طرح دولت وحدت ملي، دروغ سال است‎‎

‎‎آقاي ملکي، ارزيابي شما از اينکه در شرايط فعلي کشور طرح دولت وحدت ملي مطرح شده است، ‏چيست؟ چرا چنين طرحي و چرا حالا؟‏‎ ‎

ببينيد، اين “وحدت ملي” از دو کلمه درست شده است. ما بايد کمي روي اين دو کلمه فکر کنيم و ببينيم در اين ‏سي سال چگونه با اين دو کلمه بازي شده است. حتما در خاطرمان هست که در اوايل انقلاب آقاي خميني و ‏اطرافيان ايشان در دانشگاه مساله وحدت را به صورت تحکيم وحدت بين دانشگاه و حوزه مطرح کردند و ‏گفتند بايد بين اين دو مرکز علمي وحدتي برقرار شود، اما معلوم شد هدف اين است که حوزه را بر دانشگاه ‏مسلط کنند. يعني دانشگاه تبديل به شعبه اي از حوزه شود. طبيعي است که چنين طرحي امروز خريدار ندارد. ‏در هيچ جامعه اي و از آن جمله در جامعه ما. و ديديم که اين طرح چه مشکلاتي را براي دانشگاه ها ايجاد ‏کرد و چه مسايلي پيش امد. بنابراين ما چنين خاطره اي از کلمه وحدت داريم. اما بپردازيم به ملي. باز ‏برگرديم به سال هاي گذشته. دراوايل انقلاب اين کلمه ملي، يک کلمه منفور و منحوسي بود. يعني هر جا کلمه ‏ملي به کار مي رفت، آن را بر مي داشتند و جاي آن کلمه اسلامي مي گذاشتند. قانون اساسي مي گفت مجلس ‏شوراي ملي، اما خيلي سريع قانوني تصويب کردند وشد مجلس شوراي اسلامي. وزارت خانه اي داشتيم به ‏نام وزارت ارشاد ملي که ان را تغيير دادند و گذاشتند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي. يعني ملي و ملي ‏گرايي به شديدترين وجه مورد حمله قرار مي گرفت. يادمان هست اقاي خميني همواره درباره ملي گراها و ‏مصدق کلماتي به کار مي برد که برازنده شخصيت ايشان نبود که مثلابگويد مصدق مسلم نبود يا جبهه ملي ‏مرتد است. مي خواهم اين را عرض کنم که با توجه به سابقه اي که اين دو کلمه در گذشته دارند، حالا بايد ديد ‏چگونه شده که آقايان الان پيشنهاد وحدت ملي مي دهند.‏

‎‎يعني از نظر شما طرح دولت وحدت ملي الان قابليت جذب نيروهاي سياسي را ندارد؟‏‎‎

چه چيزي را مي خواهند به وجود بياورند؟ وحدت با کي؟ اين طور که روزنامه هانوشته اند، اين پيشنهاد گويا ‏اولين بار از طرف آقاي ناطق نوري بوده که باز رياست جمهوري در دست بنيادگراها يا به اصطلاح اصول ‏گرايان بماند و بعد وزارت خانه ها را تقسيم کنند و چند وزارت خانه را بدهند به افرادي که معروف به ‏اصلاحاتي هستند. مفهوم ملي اين است؟ آيا وقتي کلمه ملي را به کار مي بريم منظورمان همين دوگروه اند؟ ‏پس ملت چه کاره اند؟ دانشجويان، زنان، معلمان، کارگران، اساتيد و.. چه کاره اند؟

‎‎به هر حال خيلي از نيروها طرح وحدت ملي را مطرح کرده اند.‏‎ ‎

وحدت با کي؟ با خودشان مي خواهند وحدت کنند؟‏

‎‎يعني شما اين طرح را بي مصرف مي دانيد؟‎ ‎

براي چه مي خواهند وحدت کنند. آن هم وحدت ملي؟ جز اين است که مي خواهند براي حفظ نظام چنين ‏جرياني را پيش بياورند که همه با هم اختلافات را کنار بگذارند؟

‎‎به هر حال براي نجات کشور هم لازم است.‏‎ ‎

از يک طرف خودي ـ غيرخودي درست مي کنند و بعد مي خواهند وحدت ملي به وجود آورند! بايد از اين ‏لحاظ روي آن بحث شود. اين وحدت چگونه بايد به وجود آيد؟ يعني حکومتي ها بايد بروند وحدت ايجاد کنند؟ ‏در مخالفت با مردم، دانشجويان، کارگران، در چپاول، در نابود کردن مخالفان، در اعدام، در شکنجه و… همه ‏دراين سي سال وحدت داشته و شريک بوده اند. اگر اين گونه است که وحدت بوده و هست.‏

‎‎يعني همه اين طرح ها براي بازي دادن ملت بوده است؟‏‎ ‎

من پشت اين حرف ها و صحبت ها، فريب مردم رامي بينيم. چون از هر نظر در بن بست قرار گرفته اند و ‏مشکلات مملکت روز افزون است وگرفتاري هاي مردم بسيار زياد است، بدبيني مردم نسبت به حاکميت و ‏جدايي آن ها از حاکميت به حد غيرقابل تحملي رسيده است. بنابراين در چنين شرايطي به خيال خودشان مي ‏خواهند برنامه اي پياده کنند و اسمش را بگذارند وحدت ملي. بگذاريد صريح بگويم: اين کلمات به يک جوک ‏مي ماند. حکومت دارد جوک مي گويد. در روزهاي سيزده بدر يک دروغ سال مي گويند من فکر مي کنم ‏وحدت ملي دروغ سال بعد از سي سال است.‏

‎‎چه کساني بايد در اين طرح حاضر باشند؟‎ ‎

وحدت ملي مقوله ديگري است. وحدت ملي بايد شامل تمام ملت شود. چپ و راست و ميانه و… همه کساني که ‏شناسنامه ايراني دارند. همه بايد بتوانند با حق مساوي در اين جريان شرکت کنند؟ ايا اجازه مي دهند مخالفان ‏ولايت فقيه هم در اين جمع باشند؟ چرا خودمان را فريب مي دهيم؟

‎‎يعني شما هيچ کارکرد و عملکردي براي اين طرح قايل نيستيد؟‎ ‎

من اصلا معتقدم اين جوک و مسخره است.‏

‎‎منصوري: دولت وحدت ملي يعني عدم حضور خاتمي‎‎

‎‎خانم منصوري، به نظر شما مساله اي به نام دولت وحدت ملي، در شرايط فعلي کشور موضوعيتي ‏براي مطرح شدن دارد؟‏‎ ‎

من فکر مي کنم در شرايط فعلي کشور هر تلاشي که منجر به رهايي از وضعيت فعلي شود، قابل توجه است. ‏بايد توجه کرد اين تلاش ها از جانب انجام مي شود که در دوره هاي مديريتي کشور حضور داشتند و اين امر ‏نشان مي دهد که نگراني هاي مطرح شده درباره وضعيت کشور مورد پذيرش اين افراد هم قرار گرفته است ‏و آن ها هم به دنبال راه حلي براي اين مساله هستند.‏

‎‎يعني اين طرح را، طرحي مثبت مي دانيد؟‎ ‎

‏ درباره طرح دولت وحدت ملي ابهاماتي وجود دارد. اساسي ترين سوالي که مي تواند مطرح شود و لازم ‏است پيش از هر اقدامي روشن شود، اين است که نقش مردم در شکل گيري اين دولت در کجاست و مردم در ‏کجاي اين پروژه قرار مي گيرند. ‏

‎‎يعني شما فکر مي کنيد نقش مردم در اين طرح ناديده گرفته شده است؟‏‎ ‎

برداشت من از مجموعه صحبت هايي که در اين باره مطرح شده، اين است که در اين طرح قرار است جناح ‏هاي سياسي فردي را به عنوان کانديداي رياست جمهوري مطرح کنند و بعد، هنگام تشکيل دولت، از ‏مشارکت همه گروه ها براي تشکيل کابينه بهره مند شوند.‏

‎‎خب، اين مساله چه اشکالي دارد؟‏‎ ‎

‏ با توجه به اين چارچوب، اساس طرح با قانون اساسي و نظامي که برآمده از آراي مردم است تعارض جدي ‏دارد.‏

‎‎چرا؟‎ ‎

‏ اين طرح تداعي کننده اين است که حاکميت در کشور ما يک شرکت سهامي است که متعلق به چند گروه و ‏تشکل و بعضي افراد سياسي است و مردم هيچ عضويتي در آن ندارند. بنابراين من فکر مي کنم اولين مساله ‏اين است که تشکيل دولت وحدت ملي در تعارض با انتخابات آزاد، قانوني و عادلانه است. اين حق همه ‏ايرانيان است که در يک فضاي آزاد و سالم و عادلانه رييس جمهور منتخب خود را انتخاب کنند.‏

‎‎يعني معتقديد اين طرح علاوه بر مشکل در اجرا، با موانع قانوني هم رو به رو است؟‏‎ ‎

از اين طرح مي توان اين برداشت را کرد که در اجرا بخشي از قدرت در کشور تبديل به يک شرکت سهامي ‏شده است.‏

‎‎يعني تنها مشکل اين طرح را همين مساله مي دانيد؟‎ ‎

دومين مطلب اين است که دولت وحدت ملي براي حل مشکلي است که اصول گرايان دارند. اصلاح طلبان ـ يا ‏حداقل بخش قابل توجهي از آنان - همواره شعارشان دفاع از منافع ملي و تماميت ارضي کشور بوده و مهم ‏ترين مساله در اين زمينه را مشارکت همه جانبه مردم مي دانند و در هر انتخاباتي نيز بر اين مساله تاکيد مي ‏کنند. ‏

‎‎يعني شما اين طرح را بيش از اصلاح طلبان، متعلق به اصول گرايان و براي حل مشکل آنان مي ‏دانيد؟‎ ‎

بله. اين طرح تنها مشکل اصول گرايان را حل خواهد کرد. مشکل بخشي از اصول گرايان که معتقدند در ‏شرايط فعلي کشور هر شخصي رييس جمهور باشد جز آقاي احمدي نژاد. واضح است که اين مساله تنها ‏مشکلات خود اصول گرايان را حل خواهد کرد و نه مشکلات کشور را. زيرا در اين طرح هيچ نگاهي به ‏انتخابات آزاد و سالم و عادلانه و مشارکت مردم نشده است.‏

‎‎به هرحال مردم بايد به رييس دولت راي دهند و وي را انتخاب کنند.‏‎ ‎

بهترين ميزان براي تشکيل دولت وحدت ملي راي مردم است و هيچ ميزان ديگري را نمي توان جايگزين راي ‏مردم کرد. دولتي که در يک انتخابات سالم و آزاد و عادلانه سر کار بيايد، آن دولت، دولت وحدت ملي خواهد ‏بود. همه کساني که نگران کشورند، بايد از روي کار آمدن چنين دولتي دفاع کنند و از سنگ اندازي در مسير ‏روي کار آمدن آن، خودداري کنند. ‏

‎‎يعني همه گروه ها به جاي آنکه چنين طرح هايي را مطرح کنند، بايدشرايط حضور مردم و ‏برگزاري انتخابات قانوني را فراهم کنند.‏‎ ‎

بله. در شرايط فعلي با توجه به دغدغه هايي که درباره انتخابات وجود دارد و همچنين تبليغات انتخاباتي دولت ‏نهم که با استفاده از منابع مختلف مادي و معنوي که در اختيار دارد و از آن استفاده مي کند، فکر مي کنم مهم ‏ترين بحث براي همه گروه هاي سياسي درگير در انتخابات فراهم کردن برگزاري انتخاباتي سالم، ازاد و ‏عادلانه است. تاکيد همه جناح ها بر اين مسايل، دفاع از آرمان هاي انقلاب است و هر نتيجه اي که در ‏برداشته باشد، مي تواند يک تفاهم ملي را براي نجات کشور شکل ريزي کند.‏

‎‎اگر آقاي خاتمي در انتخابات حاضر نباشند، شما هم چنان به مخالفت بااين طرح خواهيد ‏پرداخت؟‎‎

اصلا بحث گروه يا تشکل و فرد خاصي نيست. اصلاح طلبان که از ابتدا مشخص کردند با کانديداي واحد در ‏انتخابات شرکت مي کنند. ما معتقد به حضور مردم و اثرگذاري راي آن ها هستيم و ربطي به شخص خاصي ‏ندارد. ولي اميدواريم با حضور آقاي خاتمي، مکانيزم اجماع در ميان اصلاح طلبان راحت تر باشد و بتوان ‏انتخاباتي سالم برگزار کرد.‏

‎‎اگر آقاي خاتمي نباشند چطور؟ بعضي مطرح مي کنند که هر فردي غير از احمدي نژاد باشد تا هم ‏وضع اقتصادي بهتر شود وهم شرايط براي اصلاح طلبان فراهم تر شود.‏‎ ‎

در هر حال اين طرح مشکل کشور را از حيث اينکه تامين کننده منافع ملي باشد، نمي تواند برطرف کند. چه ‏اقاي خاتمي باشند و چه خير. مهم حقي است که به طور جدي از مردم گرفته مي شود.‏

‎‎يعني شما در هر صورت با اين طرح مخالفيد و با کانديداي خودتان در انتخابات شرکت خواهيد ‏کرد.‏‎ ‎

بله. کانديداي ائتلافي اصلاح طلبان.‏

‎‎حالا اگر با بحث و بررسي هاي انجام گرفته، کانديداي طرح دولت وحدت ملي، يک اصلاح طلب ‏باشد چطور؟ باز هم از آن حمايت نخواهيد کرد؟‎ ‎

من فکر مي کنم نتيجه اين طرح، هر کانديدايي خواهد بود منهاي کانديداي اصلاح طلبان. زيرا نوع نگاه وتفکر ‏رييس دولت مي تواند در مسير توسعه بسيار تعيين کننده باشد. به هر حال تفاوتي نمي کند کانديدا از جانب ‏اصلاح طلبان باشد يا نه، مهم ترين بحث اين است که انتخابات به يک شرکت سهامي تبديل مي شود که مردم ‏در آن کمترين نقش را دارند.حضور در انتخابات براي نجات کشور از سراشيبي که درآن قرارگرفته، ناشي از ‏همين است

‎‎مدني: ولت وحدت ملي، حقه انتخاباتي‎‎

‎‎آقاي مدني، با شرايط حال حاضر ايران طرح وحدت ملي موضوعيت مطرح شدن را دارد يا ‏خير؟‎‎

بايد ديد که چه ضرورت هايي بايد ايجاد شود تا بر حسب آن ها نياز به دولت وحدت ملي براساس آن ‏ضرورت شکل بگيرد. معمولا دولت هاي وحدت ملي زماني مطرح مي شوند که بحران هاي جدي در جامعه، ‏اساس بقاي ملي را در معرض تهديد قرار دهد و اصولا ادامه حيات يک جامعه را دچار مشکل بکند. نکته دوم ‏اينکه براي حل آن مشکلات و بحران ها، يک بخش از نيروهاي اجتماعي به تنهايي امکانات لازم را براي حل ‏آن بحران نداشته باشد. به اين ترتيب اين بحران ها و تهديدها انقدر جدي هستند و دامنه وسيعي دارند که نياز ‏به توافق ميان مجموعه اي از نيروها دارند. ‏

‎‎چه شرايطي براي ايجاد چنين دولتي بايد به وجود بيايد؟‎ ‎

يکي از وجوه اصلي شکل گيري دولت وحدت ملي تمايل يا درک اين ضرورت است که براي حل بحران ها و ‏تهديدهاي موجود راهي جز جلب مشارکت آحاد وسيعي از جامعه و تجهيز آن براي برخورد با مشکل نيست و ‏به شکل اجتناب ناپذيري بايد مشارکت عمومي ايجاد شود. ‏

‎‎اين شرايط در ايران فعلي وجود دارد؟‏‎ ‎

از نظر من جامعه ايران در چنين شرايطي قرار دارد. هم به لحاظ شرايط بين المللي و هم به دليل مسايل داخلي ‏و بحران هاي اقتصادي و اجتماعي و سياسي طبيعتا ضرورت هاي لازم براي يک دولت وحدت ملي کاملا ‏وجود دارد. اما آيا علي رغم اين ضرورت ها درکي هم ميان نيروهاي سياسي در اين باره وجود دارد يا نه، ‏مشخص نيست.‏

‎‎يعني شما معتقديد درک درستي از اين ايده در ميان نيروهاي سياسي وجود ندارد؟‏‎ ‎

آنچه که من قبلا گفتم با اين ايده بود که طرح دولت وحدت ملي به عنوان يک استراتژي در دستور کار قرار ‏بگيرد.‏

‎‎يعني الان به عنوان استراتژي نيست؟‎ ‎

تصورمن اين است که اغلب با اين مساله برخورد تاکتيکي مي کنند. حتي از اين نازل تر شايد هم در سطح ‏يک تاکتيک انتخاباتي باشد. ‏

‎‎به چه شکل؟‎ ‎

تحليلي وجود دارد که اين طرح برنامه اي بوده که محافظه کاران خارج از دولت، براي مقابله با محافظه ‏کاران افراطي آن را مطرح کرده اند. چون به اين نتيحه رسيده اند که دولت فعلي و آقاي احمدي نژاد در ‏صورت حضور در يک دوره ديگر ممکن است کل منافع محافظه کاران و حتي حاکميت را با بحران هاي ‏جدي مواجه کند، بهترين راه براي ايجاد کاتاليزور براي حذف احمدي نژاد، طرح دولت وحدت ملي است. ‏بنابراين از يک سو مي توان گفت ممکن است طرح دولت وحدت ملي تاکتيک انتخاباتي محافظه کاران براي ‏برخود با جناح افراطي باشد. اما از سوي ديگر مي تواند تاکتيکي انتخاباتي باشد تا محافظه کاران امکان ‏تصاحب قوه مجريه توسط اصلاح طلبان را منتفي کنند.‏

‎‎به چه شکل؟‎ ‎

به اين معنا که با طرح دولت وحدت ملي ائتلافي حول يکي از چهره هاي محافظه کار ايجاد و سهمي هم به ‏اصلاح طلبان داده شود. يعني در عين حالي که قوه مجريه در اختيار محافظه کاران است، بخشي از مديريت ‏ها هم در اختيار اصلاح طلبان باشد. اين را مي شود تعميم داد به کاهش حذف يا تاثير چهره هايي چون آقاي ‏خاتمي.‏

‎‎يعني طرح وحدت ملي از معناي اصلي تهي شده و به ابزاري براي حذف يک چهره سياسي تنزل ‏يافته است؟‎ ‎

بله. درمجموع به نظر مي رسد ارائه اين طرح توسط محافظه کاران مبتني بر يک تاکتيک است و نه ‏استراتژي. چون وارد برنامه آن ها که مي شويم، مي بينيم ضرورت ها و مقدمات و تمهيدات لازم را براي ‏شکل گيري چنين دولتي اصلا مورد توجه قرار نمي دهند. در واقع با يک پوسته زيبا و محتواي هيچ وارد اين ‏بحث شده اند.‏

‎‎پس شمادر حال حاضر به هيچ روي ايجاد چنين دولتي را ممکن نمي دانيد؟‎ ‎

نه. تا موقعي که دولت وحدت ملي به عنوان استراتژي نباشد، امکان شکل گيري آن به وجود نمي آيد. يعني ‏نوعي حقه بازي انتخاباتي است. فکر مي کنم درک و فهم نيروهاي سياسي ايران از وضعيت موجود و صف ‏بندي نيروها آن قدر است که بتوانند نيات پشت اين تاکتيک را پيش بيني کنند. ‏

‎‎در چه شرايطي اين مساله قابليت تحقق را دارد؟‎ ‎

اگر روزي برسد که همه نيروهاي سياسي – يا لااقل نيروهاي موثر – دو سه مقدمه را بپذيرند امکان عملي ‏شدن اين طرح وجوددارد.‏

‎‎چه مقدماتي؟‎‎

پذيرش حق حيات و فعاليت براي همه ي نيروهاي مدافع منافع ملي. يعني بسياري از نيروهاي محذوف جامعه ‏بايد اعاده حيثيت شوند و بايد از آن ها خواسته شود در حاکميت مشارکت کنند. معني اش اين است که نظريه ‏خودي – غيرخودي کنار گذاشته شود. و مستلزم اين است که منافع نيروهاي سياسي ذيل منافع ملي قرار ‏بگيرد. در شرايط موجود به وجود آمدن چنين شرايطي کار بسيار دشواري است. زيرا نيروهاي نظام سياسي ‏به نوعي بخش قابل توجهي از منافع اقتصادي وسياسي و اجتماعي را در اختيار دارند که گذشت از اين منافع ‏جز در شرايط بحراني نامحتمل است. از اين گذشته بايد نيرويي که طرح دولت وحدت ملي را مطرح مي کند، ‏بپذيرد که رابطه ميان نيروها را معيارهاي دموکراتيک تعيين مي کند و حق وتو و نقش بالادستي وجود ندارد ‏که من چنين مساله اي را سراغ ندارم.‏

پیام برای این مطلب مسدود شده.

Free Blog Themes and Blog Templates