29.05.2009

شيرخواره های اجاره ای

رادیوفردانسه: وحيد شريفي كودك 13 ساله كار روز 13 فروردين امسال در حالي كه پس از فروش فال هايش قصد عبور از خيابان راداشت دچار حادثه تصادف شد و در گذشت. وي از كودكان تحت پوشش جمعيت دفاع از كودكان كار و خيابان بود كه در كلاس هاي سواد آموزي اين جمعيت شركت مي كرد و در مقطع دوم دبستان درس مي خواند.

آنقدر كوچك است كه قدش به آينه ي بغل ماشين ها نمي رسد ، با اين حال تلاشي مي كند و گوشه ي دستمالش را به گوشه ي آينه ي ماشين هاي منتظر در پشت چراغ قرمز مي مالد تا قبل از سبز شدن چراغ ها و تعجيل رانندگان براي حركت پولي بگيرد آنقدر كوچك است كه به سختي در لابلاي ماشين ها ديده مي شود و تو دعا مي كني كه به سرنوشت وحيد دچار نشود.

اما مي داني كه او باز هم خوشبخت تر است كه به اين سن و سال رسيده و لااقل مي تواند راه برود و روزيش را با هزاران خطر از لابلاي چرخ هاي ماشين ها به دست آورد. خوشبخت تر از آن هايي كه مي بيني: راسته ي كتاب فروشي هاي خيابان انقلاب روبروي دانشگاه تهران، زيبايي كودكانه و معصوميت اش ميخكوبم مي كند زني ميانسال و معتاد ناشيانه در آغوشش گرفته و ناشيانه تر سعي مي كند محتويات شيشه اي را كه شبيه چايي كم رنگ است به زور به كودك بخوراند تا آرام بگيرد. كودك اما آرامشي ندارد و زن نيز درمانده و مستاصل او را بامشت هاي خود مي كوبد و ناسزا مي گويد .

می پر پسم: بچه ي خودته؟ نگاهي از سر خشم مي كند و مي گويد : آره پس بچه ي كيه ؟ و قبل از اينكه مهلت پيدا كنم تا سوال ديگري از او بپرسم با دستپاچگي كودك را به بغل زده و به سرعت در ميان هياهوي جمعيت كه در روزمرگي هاي خود در رفت و آمدند گم مي شود.

ميدان توپخانه يك روز سرد زمستاني صداي دلخراش جيغ كودكي از رفتن بازم مي دارد زني كولي او را لخت كرده و تا كمر در آب يخ زده آب نماي ميدان كه از سرما فواره هايش نيز از كار افتاده فرو برده است. كودك شير خواره گويا نياز به تعويض كهنه و تميزشدن داشته احتمالا كار به درجه اي بوده كه زن را عليرغم ميل باطني اش وادار به شست و شوي كودك نموده است. كبودي در لبها و صورت كودك كاملا مشهود است اما زن بي توجه به فريادها و كبودي لبها از همان آب يخ زده كه گوشه اي از يخ آن را شكسته و كودك را در آن فرو برده بود به سرو صورت كودك مي پاشيد تا به حساب خود تميزش كرده باشد. چند زن ديگر نيز با كودكاني شيرخواره در بغل در حوالي آب نما مشغول گدايي هستند. مي پرسم: بچه ي خودته؟ با لبخند و از سر تمسخر مي گويد: ها پ بچه ي بوآمه؟

زنان ديگر زير جلکی مي خندند و چادرهاي مندرس خود را بر چهره ي نوزاداني كه در آغوش دارند مي كشند.

پياده روي ميدان وليعصر چند زن فالگير در گوشه اي بساط پهن كرده و يكي از آنها به گرفتن فال دختري جوان مشغول است. كودكي شير خواره در روي زمين پيچيده شده در پتويي كوچك و مندرس به خواب رفته. و يكي از زنها مدام به عابرين گوشزد مي كند كه مراقب بچه باشند تا زير دست و پا له نشود.

به زن مي گويم: خوب بچه را بغل كن تا مجبور نباشي مدام به عابرين تذكر دهي .

مي گويد: بچه مال اونه ، و به زني اشاره مي كند كه مشغول گرفتن فال است.

مي گويم: خوب باشد مي بيني كه او كار دارد تو از روي زمين بلندش كن.

مي خندد و مي گويد: استفاده اش رو اون مي بره من بغلش كنم.

باز هم نمي فهمم و مي پرسم چه استفاده اي؟

آرام طوري كه زن بغل دستي اش نشنود مي گويد: بچه كرايه ایه نامش نجمه است و مي گويد يكي از فرزندانش را كولي ها كشته اند. فرزند شيرخواري كه او براي كسب درآمد و گريز از فقر و گرسنگي به آنان اجاره مي داده تا در سر راه عابرين نشسته و با نمايش معصوميت آنان گدايي نمايند. فرزند شش ماهه شير خواره اي كه بر اثر گرما در يك روز گرم تابستان تلف شد. او را در گرما رها كرده و به كاري ديگر مشغول شده بودند.

پرسيدم: شكايت نكردي؟ (عبارت غريب شكايت بيشتر برايش شبيه يك جوك است تا يك راه حل.) – از كي شكايت كنم؟ – از كولي ها – كه چه بشه؟ – به خاطر قتل عمد كودكت دستگير شوند؟ – اون وقت شكم بقيه ي بچه هامو چه جوري سير كنم؟ تازه مي افتند به جون خودم و بقيه ي بچه هام، اينها يه ايلن.

– روزی چند بچهات رو کرایه میدادی؟ – خیلی کم. خیلی کم. هزار تومن، هزارو پونصد تومن.

در پيمان نامه جهاني حقوق كودك كار كودكان زير 15 سال و نيز بهره كشي از كودكان به هرنحو چه در مناسبات اقتصادي و چه در منازعات سياسي منع شده است. در ايران بر اساس آمارها 380 هزار كودك 10 تا 14 ساله در سراسر كشور كار ثابتي دارند و حدود 370هزار كودك به عنوان كارگر فصلي مشغول به كار هستند هر ساله تعداد قابل توجهي از كودكان به دلايل مختلف مجبور به ترك تحصيل مي شوند و به كارهايي چون واكسزني دستفروشي زباله گردي و كار در كارگاه هاي مشغول هستند كه براي آن ها جز بيماري و دور ماندن از تحصيل حاصلي ندارد. اما درايران هيچ آماري از كودكان زير ده سال و يا حتي زير پنج سال و البته زير يك سال وجود ندارد.

كودكان شيرخواره و زير يك سال كه توسط متكديان و كولي ها از خانواده هاي فقير قرض گرفته مي شوند تا با نمايش چهره هاي معصومشان درآمدي به جبيب بزنند، بي ترديد از بي پناه ترين كودكان دنيا هستند كه مورد آزار و اذيت قرار مي گيرند ليكن در هيچ كجا به حساب نمي آيند.

زيرا آن ها نه در زمره ي كودكان كار قرار دارند و نه در زمره ي كودكان بي سرپرست. ليكن درواقع آنان هم كودك كار هستند و هم به تعبيري بي سرپرست. كودكي كه بخش عمده ي عمر خود را در خدمت به ديگري صرف مي كند در حالي كه خود از كمترين امكانات بي بهره است. اين كودكان مظلومانه در شرايط سخت آب و هوايي ساعت ها در خيابانها و كوچه ها قرار داده مي شوند، ساعت ها از حداقل هاي نيازهاي يك كودك شيرخوار محرومند. و اجاره كنندگان آنان كه خود اغلب از افراد معتاد مي باشند، با خوراندن برخي مواد مخدر از جمله ترياك سعي مي كنند آنان را در طول روز ساكت و بي صدا نگهدارند تا مجبور به ارائه ي نيازهاي يك كودك شيرخوار به آنان نباشند واين يعني فاجعه يعني اگر به مرگ كودك منجر نشود بي شك بر جسم و روح اين شيرخواره هاي اجاره اي آسيب هاي جدي وارد مي كند.

و تو گاهي فكر مي كني پيوستن به پيمان نامه جهاني كودك كه طبق بند 1 ماده 23 آن بايد حق كودك را براي برخوداري از حمايت در برابر بهره كشي اقتصادي و انجام هر گونه كاري كه ممكن است زيانبار باشد، خللي در تحصيلش وارد آورد به سلامتي یا رشد جسماني، ذهني، اخلاقي و اجتماعي او آسيب رساند به رسميت شناخت، براي اين شير خواره هاي كرايه اي چه فايده اي داشته ؟

پیام برای این مطلب مسدود شده.

Free Blog Themes and Blog Templates